Spoiler alert, fellow travelers
-
تاریخ: 1402/11/5 ساعت: 21:48
میزان اضطراب و ناخوشیای که تیکهی آخر fellow travelers بهم داد خیلی زیاده. انگار که دوباره یه نوجوون گنده و با صورت پر ازجوشم که روشون پنکیک میزنم و هرروز میرم مدرسه. انگار که دوباره تو تختم دراز کشیدم و نمیدونم از شدت استیصال چه کار کنم و ناچار هرچنددقیقه گوشیمو برمیدارم و مکالمهای که اتفاق افتاده ر...
-
تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 17:25
دیروز که پرنیان رو دیدم بعد از هفتهی وحشتناکی که گذرونده بودم، بهقول خودش انگار یکی سرمو قبل از این که خفه شم از آب بیرون آورده بود و اجازه داد نفس بکشم دوباره. توی هفتهای که گذشت فهمیدم بهم دروغ گفته شده تا ازم استفاده شه. حقیقت، عامدانه گزیدهگزیده بهم منتقل شده تا با چیزها مخالفت نکنم. توی هفتهای ...
زندگی
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:27
زندگی سخت حالا هرچی تو بگو سخت نگیر
هه
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:27
دلم نمی خواد ولی شاید مرگ بعضیا بهتر.
خدایا شکرت
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:27
نويسنده :Z_m تاريخ: شنبه ۹ دی ۱۳۹۶ ساعت: 18:34 پدر مریم اومد برای لوله کشی کلی زحمت کشید .چندبار رفت اومد.الان به نمایندگی زنگ زدیم بیا نصب کن تمام.خداحافظ روزایی که با دست لباس میشستیم سلام ماشین لباس شویی
فکر نمیکردم تا قبل عید ماشین لباسشویی به دستمون برسه
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:27
نويسنده :Z_m تاريخ: شنبه ۹ دی ۱۳۹۶ ساعت: 18:45 خداروشکر رسید.مامان که هنوز قضیه پدر رو تکرار می کن سردرد انداخت ما رو حق دارالبته
من فقط به خاطره
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:27
مادرم و خودم ماشین لباسشویوخواستم.همین
پدر من
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 5:27
مثل گربه میمونه .بی چشمو روح.هه.خجالت نمیکشه
خب
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 15:57
امروز رفتم کلاس خیاطی دامن ۶ترک یاد داد همون پلیسه.قرار برم کلاس کامپیوتر باید بخوابم.امروز تولد یکیوتبریک گفتم البته اگه درست یادم مونده باشه و اگر درست گفت باشه.دیشب دایی امین با همسر و فرزند خونه امون بودن.با داداشم و بابام رفت استخر.چشمان قرمز ,قرمز بود.بابت کلر زیاد آب.زدن سونام ترکوندن.خلاصه خ...
امروز
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 15:57
خانوم.خ رو دیدم حالم بد شد یهو .دوست نداشتم ببینمش.امروز۴تا الگو دامن یاد گرفتیم.باید پیاده اش کنیم.نمیدونم چرا وقتی یادی از کسی نمی کنم.اونم یادی از من نمیکن.فلسفه اش چیه خب.کلا از کسی یاد نکنم دیگه منو فراموش می کنه فکر کنم.چقدر دروغ آدما زود رو میشه.و چقدر دل ساده ما دل میبنده.مثلا عاشق میشه زجر ...
یک چیزی
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 15:57
کاسنی و شاهتر دم کرده اش تلخه.ولی باید خورد.هنوز تاثیری ندیدم.شبا هنوز بدون بخاری بخوابم سردم نمیشه زیاد تازه عرقم می کنم.امروز رفتم داروخونه از قرص بخرم.آقا ...دیدم ازش دارو خواستم بعضی آدما انگار بیماری ت چهرشونم مشخص میشه.زیر چشاش سیاه.نمیدونم چرا از صاحاب یا مدیر موسسه کامپیوترم خوشم نمیاد.چشاش ...
داشتم
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 15:57
یک صفحه قرآنو گوش میکردم.اینجاش جالب بود.گفت فرزندان.اموال همسران زیبا و خوب وسیله آزمایش و آموزش الهی هست.ولی اگه اینهاهدف بشه براتون فقط وسایل پست مادی.یعنی ت همه روابط و استفاده از اموال جمع اموال بخشش اون باید نیت الهی باشه .توجه داشت باشی الان اینکار رو بکنی خدا راضیه یا نه
خسته که باشی
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 15:57
گله می کنی از همه دنیا.از خدا از آدمها .حتی لیلا.که حالش را می پرسم حالم را نمی پرسد و دلم می گیرد.میگویم چرا کسی از من خبری نگرفت.چرا تنها هستم.دلم از لیلا میگیرد هرچند بگوید به فکرت هستم بگوید برای